أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
555
آثار الباقيه ( فارسى )
و زجاج مىگويد كه اشتقاق اين لفظ از غفره است و غفره مويهايى است كه در كنار دم شير است . زبانى - دو ستاره درخشان هستند كه از يكديگر جدايند و ميان آن دو پنج ذراع است و در جايى قرار گرفتهاند كه مىشود گفت دو شاخ كژدماند ولى اين دو ستاره از صورت ميزان محسوباند و گفتهاند كه نام آن از زبن مشتق است و هر يك از اين دو از ديگرى دور افتاده است . ( زبن به صيغه ماضى زبن زبنا اى دفعه - مترجم ) اكليل - و آن سر برج عقرب محسوب است و سه ستارهاند كه صف كشيده اند و ابن الصوفى « 1 » مىگويد كه اين مطلب محال است و اولى اين است كه اكليل هشتمين ستاره از صورت ميزان و ششمين از ستارگان خارج از آن باشد و يكى ديگر را كه بطلميوس در مجسطى ذكر نكرده و آنان را كه مىگويند كه اكليل سه ستاره درخشانى است كه صف كشيد ماند تحطئه كرده به اين گمان كه اكليل جز در فوق الراس نيست و مشهور نزد عرب اين است كه همين سه ستاره مذكور اكليل است و مثل ابن الصوفى با تازيان آن است كه گفتهاند طرفين دعوى راضى شدند ولى قاضى ابا مىكند و رضايت نمىدهد . شوله - اين ستاره نيش عقرب محسوب است و از اين جهت شوله گفته شد كه پيوسته نيش عقرب بلند است و شوله دو ستاره درخشان هستند كه در كنار دم عقب جاى گرفتهاند . نعائم - هشت ستارهاند كه چهار تاى از آنها در كهكشان بطور مربع واقع است و اين چهار را نعام وارد گويند زيرا شتر مرغهايى هستند كه به نهر وارد شدهاند و چهار ديگر از اين ستارگان بطور تربيع خارج از آنند و اين چهار را نعام صادر نامند چه ، از آب بيرون آمدهاند و زجاج مىگويد نعائم بضم نون
--> ( 1 ) - مقصود ابن صوفى منجم است كه بيرونى بسيار از او تجليل كرده و كاملترين كتاب در ستارگان كتاب اوست .